toranj school

آسان گیری یا سخت گیری

آسان گیری یا سخت گیری ؟

والدینی آسان گیر هستند که

  • یا هرگز در دسترس نیستند.
  • یا سخت سرگرم انجام دادن کارهای خود هستند.

گاهی این والدین از اینکه برای فرزندانشان وقت نمی‌گذارند، احساس ناکافی بودن می‌کنند

و شاید برای جبران این موضوع فرزندان خود را وادار نمی‌کنند که:

به حد و مرزها احترام بگذارند یا مقررات مناسب را یاد بگیرند.

آنان به دلیل حضور نداشتن، معمولاً در مورد مسئله‌های مختلفی که فرزندانشان با آن‌ها درگیر هستند، گفتگو نمی‌کنند.

برای اینکه فرزندان خود را از تنش ها دور کنند، به آنان اجازه می‌دهند زیاد تلویزیون تماشا کنند و یا آنان را با خوراکی‌ها مشغول می‌کنند.

والدین آسان گیر ترجیح می‌دهند در زندگی فرزندانشان وارد نشوند.

شاید می‌ترسند که خبرهای بدی بشنوند یا شاید صحبت کردن درباره‌ی هیجان‌ها و احساسات را دوست ندارند.

بنابراین با نبودن در کنار آنان و نادیده گرفتن احساسات فرزندان از این کار اجتناب می‌کنند.

ناگفته نماند که امروزه به دلیل مشکلات کاری و دور بودن زیاد از فضای خانه و فرزندان و نداشتن وقت کافی بسیاری از چالش ها اجتناب ناپذیر و  گریز ناپذیر بوجود می آیند.

این نه تنها در مورد فرزندان بلکه در روابط با سایرین همانند همسر و فامیل و دوستان نیز بوجود می آید.

حرف زدن درباره احساسات

آیا حرف زدن درباره احساسات درست است یا نادرست؟

آیا کودک حق دارد همواره احساساتش را بروز دهد یا خیر ؟

واکنش ما درباره احساسات فرزندان چگونه باشد؟

بهترین راه بروز احساساتمان چگونه است؟

و بسیاری از سئوالات دیگر که خیلی ها به دنبال یافتن پاسخ و بکارگیر روش های موثر هستند.

برخی به خاطر ترس یا جلوگیری از ناراحت کردن فرد مقابل و یا …… از بروز احساساتشان به دیگران خودداری می کنند.

که این عدم ابراز احساسات گاهی منجر به افسردگی و اضطراب در فرد می شود.

و گاهی منجر به احساس مشکلات جسمی می شود.

و حتی روابط کاری و فردی شخص را با خودش و دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد.

بهترین راه، شناخت و آگاهی یافتن نسبت به احساساتمان و به تبع آن شناخت احساسات فرزندانمان و حتی اطرافیانمان است.

آسان گیری یا سخت گیری – بررسی راهکارها

آگاهی و بکارگیری هوشمندانه نکات زیر می تواند راهنمایی برای دست یابی به راهکار بهینه در رابطه با احساساتمان باشد:

آسان گیری یا سخت گیری

چگونه احساساتمان را ابراز کنیم

آسان گیری یا سخت گیری

قدم اول : آگاهی یافتن نسبت به احساساتمان

1 . پذیرفتن احساساتمان

لازم است در نظر بگیریم که احساسات جزیی از ما هستند و لازم است ابراز شوند.

ابراز احساسات به معنی ضعیف بودن یا نداشتن غرور و …. نیست.

اصلا احساسات، درست و غلط ندارد بلکه فقط وجود دارد و همین!!!

وقتی احساسی کردید آن را بپذیرید با خود می توانید بگویید : “حس من این است” و “قبولش دارم”.

2 . شناخت واکنش بدن در مقابل هر احساس

معمولا احساسات در اثر هیجانات بوجود می آید و مرکز هیجانات مغز انسان است.

بدن ما نیز در مقابل هیجانات واکنش نشان می دهد.

این واکنش ها شامل این موارد است: ترسیدن، عرق کردن، افزایش ضربان قلب، سرخ شدن، عصبانی شدن و …..

راهکار بهینه و پاسخ اولیه به واکنش ها این است که در محیطی آرام بنشینید، چند نفس عمیق بکشید و از کلمات آرام بخش استفاده کنید.

3 . استفاده از کلمات بیشتر و خارج از دایره لغاتمان برای بیان احساسات

برای ابراز هر نوع احساسی از کلمات متناسب شان استفاده کنید.

مثلا به جای کلمه “خوب” از معادل تخصص تر آن در موقعیت های مختلف استفاده کنید که معانی دقیق تر بیان شود همانند نیک، مطلوب، زیبا و ….

و یا برای کلمه “بد” از معادل های نکوهیده،  زشت، قبیح، رنج آور، دلسردکننده و …. که منظورمان را بهتر می رسانند استفاده کنیم.

4 . علت احساستان را از خودتان بپرسید.

می توانید از کلمه “چگونه” استفاده کنید. مثلا چگونه هست که من گریه ام می آید؟ چگونه هست که از دست …….. عصبانی هستم؟  و …..

جواب این سئوال ها و عمیق شدن در خودتان میتواند به خوبی شما را قدرتمند کند.

5 . تجزیه و تحلیل احساسات پیچیده

گاهی با انبوهی از احساسات کنار هم مواجه می شویم و تفکیک آنها می تواند فرد را به نتایج بهتری برساند و راحت تر بر احساساتش کنترل داشته باشد.

مثلا فردی را از دست داده اید که مدتی بیمار بوده و در عین حال آن فرد یک بیماری داشته و از طرف دیگر فرزندش دچار مشکلات درسی یا افسردگی است و ….

پرسش این است آیا باید بابت از دست دادن فرد ناراحت باشیم یا بابت رها شدنش از رنج و بیماری خوشحال باشیم؟

این دو حس متضاد را که حس اولیه و ثانویه گویند لازم است از هم تفکیک کنیم.

این قدرت تفکیک منجر به تسلط بیشتر بر افکار و احساساتمان و ایجاد واکنش های کنترل شده و مثبت اندیشانه می شود.

آسان گیری یا سخت گیری

قدم دوم : گفتن احساساتمان به دیگران

آسان گیری یا سخت گیری

استفاده از ضمیر من در ابراز احساسات

1 . استفاده از ضمیر “من”

پذیرفتن کامل مسئولیت احساساتمان باعث ایجاد قدرت در شما خواهد شد.

به جای استفاده از جملاتی نظیر : “تو باعث شدی که ……. ” که به معنی سرزنش کردن طرف مقابل و مقصر دانستن او است بگوییم :

“من ناراحت هستم و مسئولیت آن را می پذیرم”

این در برگیرنده احساس، رفتار و چرایی موضوع است.

2 . پیش قدم شدن برای گفتگو با دیگران در رابطه با احساساتمان

ممکن است برایتان سخت باشد در مورد احساساتتان با دیگران حرف بزنید و به آنها اعتماد کنید.

لازم است ابتدا چشمانتان را ببندید و کمی نفس عمیق بکشید تا از استرس دور شوید.

و گفتگویتان را با چیزهای مثبت شروع کنید. همین!!!

شروع گفتگو با انرژی مثبت همان چیزی است که شما به آن احتیاج دارید.

گفتگویتان را با استفاده از ضمیر “من” و به طور ساده شروع کنید.

مثلا :

“من واقعا از گفتگو با شما لذت می برم”

“وقتی می خواهم از احساساتم بگویم با شما واقعا راحتم” و ……

3 – صادق بودن

این مهم است که دوستانتان از کلام شما متوجه شوند که با آنها شفاف و روراست حرف می زنید.

از کلماتی استفاده کنید که بیانگر صداقت شما باشد.

دوستانتان از شما آن را دریافت کنند و حس کنند.

در این صورت دوستانتان به شما گوش می کنند، شرایط شما را درک می کنند و می توانند از شما حمایت کنند.

4 – وقتی دیگران با شما حرف می زنند واقعا گوش باشید.

نحوه گوش بودن به اندازه نحوه حرف زدن اهمیت دارد.

شنیدن خالی مشکلی را حل نمی کند بلکه شنونده فعال بودن است که می تواند به شما کمک کند.

وقتی کسی حرف می زند کاملا به او توجه کنید.

گوشی تلفنتان مدام زنگ نزند و آن را در حالت غیر فعال قرار دهید تا حواستان پرت نشود.

به گفتگوی طرف مقابلتان پاسخ های غیر کلامی مثبت بدهید.

گاهی بازخوردهای کلامی مثبت هم داشته باشید که طرف مقابل این را از شما بگیرد.

مثلا از جملات زیر استفاده کنید:

من می دانم این موضوع برای شما هم اهمیت دارد

من حس شما را درک می کنم

نفس عمیق

نفس عمیق کشیدن برای ریلکس شدن

5 – نفس عمیق بکشید

این باعث کنترل فشار خونتان می شود.

مغز با دریافت اکسیژن راحت تر خود را بازآفرینی می کند و موجب رفتار سنجیده تر می شود.

این کار مخصوصا قبل از واکنش های احساسی کمک زیادی به شما می کند.

و باعث واکنش های معقول تری از شما می شود.

هر روز تمرین تنفسی را انجام دهید.

6 – پرکردن اطرافتان با افرادی که انرژی مثبت دارند و روراست هستند.

وقتی با فرد مثبتی صحبت می کنید اگر حتی اتفاق بدی هم برایتان افتاده باشد یا داستان ناراحت کننده ای را مطرح کند از میان آن نکات مثبت را بیرون می کشد.

با این نوع افراد و این نوع گفتگو شما متوجه خواهید شد که دیگر آن آدم قبل نیستید و رشد کرده اید و کلی تجربه کرده اید.

از گفتگو با این افراد بپرهیزید:

  • افرادی که مثبت اندیش نیستند.
  • نفوس بد می زنند
  • غر می زنند
  • بد دهان هستند و ……

بدست آوردن دوستان مثبت اندیش موهبتی است که در جستجوی آن باشید.

با این افراد راحت تر احساساتتان را به زبان می آورید.

این ممکن است برای شما سالهای سال طول بکشد.

در جستجوی دوستانی باشید که الهام بخش شما باشند، برای شما بایستند، انرژی مثبت داشته باشند و شما را بالا بکشند.

7 – از افراد متخصص کمک بگیرید

اگر از روشهایی که بیان شد نتوانستید به نتیجه برسید از یک مشاور یا متخصص کمک بگیرید.

این شخص می تواند قطعا به شما کمک کند.

این بهترین گزینه در این موقعیت شما است .

مطمئنا یک مشاور می تواند مشکل شما را حل کند.

احساساتتان را بگویید و از او کمک بخواهید

قطعا به شما کمک خواهد کرد.

آسان گیری یا سخت گیری

قدم سوم : روی احساسات خودتان کار کنید.

1 – تفکر کنید

لازم است برای آرامش درونیتان ارزش قایل شوید.

وقتی آرام باشید بهتر می توانید با احساساتتان کنار بیایید.

وقتی بهم ریخته اید و احساساتتان دچار صدمه شده است از روش های ریلکس استفاده کنید به عبارتی از مدیتیشن استفاده کنید.

به این صورت که در مکانی آرام قرار گیرید چشمانتان را ببندید و نفس های عمیق بکشید و به نفس هایتان توجه کنید به سیر مراحل اکسیژن توجه کنید.

ببینید در عمل دم اکسیژن چگونه جذب بدنتان می شود و در عمل بازدم با انتقال دی اکسید کربن به بیرون، کلیه ناراحتی هایتان را هم به بیرون بدهید و نیت کنید از شما دور شده و جذب زمین شود.

یا اینکه از دعا استفاده کنید.

مکتوب کردن احساسات

نوشتن احساسات کمک فراوانی به شما می کند

2 – احساساتتان را مکتوب کنید.

این یکی از قویترین راه ها برای کنترل احساسات است.

وقتی احساساتتان را روی کاغذ می آورید کمتر با آن مجادله می کنید و راحت تر می توانید احساساتتان را از هم تفکیک کنید.

تجربه نشان داده نوشتن روزانه احساسات، استرس و هیجان را کم می کند و حال شما را بهتر می کند.

روزی 20 دقیقه برای این کار وقت بگذارید و خودتان را درگیر رعایت نکات دستوری زبان و نوع زبان فارسی، انگلیسی  و ….. نکنید.

فقط بنویسید تا از هجوم افکار مختلف جلوگیری کنید.

از احساسات خوب شروع کنید.

حتی می توانید احساسات بد را در یک صفحه جداگانه بنویسید و به آب بدهید و ببینید که آب آن را با خودش می برد.

خودتان متوجه تغییر در احساساتتان می شوید و بعد از کمی تاثیرات عمیق آن را خواهید یافت.

3 – ورزش کردن

ورزش باعث ایجاد حال خوب در شما می شود.

احساسات بد را کمی متعادل تر می کند.

فشارهای عصبی را کاهش می دهد.

استرس، اضطراب و انرژی های منفی را از شما دور می کند.

واقعا امتحان کنید.

این باعث از بین رفتن انرژی های منفی می شود و مشکلات جسمی شما را هم بهبود می دهد. بدون اینکه احیانا به خودتان یا کسی یا چیزی آسیب بزنید.

حتی می توانید از ورزش هایی مثل یوگا یا تکواندو و …. استفاده کنید.

اگر نمی توانید به باشگاه یا محیط های ورزشی بروید از کلیپ های ورزشی یا شبکه های ورزشی داخلی یا خارجی استفاده کنید یا از اینترنت سرچ کنید.

می توانید در کلاس های آنلاین ورزشی شرکت کنید.

در عین حال که ورزش کرده اید و به جسمتان کمک کرده اید، لذت روحی و روانی را نیز تجربه کرده اید.

4 . خودتان را تشویق کنید.

تشویق خودتان

چگونه خودتان را تشویق کنید

هرگاه روحیه خوبی داشتید، احساس رضایت می کردید، خوشحال بودید و احساس نشاط داشتید، لباس مرتب تر بپوشید یا خودتان را به رستوران دعوت کنید یا برای خودتان هدیه بخرید و ….

یا با دوستانتان بیرون بروید یا یک بستنی خوشمزه برای خودتان بخرید.

در این حالت مغز شما تمایل بیشتری به دریافت حس خوشایند پیدا می کند و به طور ناخودآگاه از درونتان نوعی شرطی سازی صورت می گیرد.

کافی است امتحان کنید!!!

5 – قبل از ابراز احساسات گزینه های مختلف را در نظر بگیرید.

به چه چیزی برای ابراز احساساتتان فکر می کنید؟

چه روشی را بهتر می پسندید؟

وقتی به این نتیجه رسیدید که کدام راه برای ابراز احساساستان مناسب است آنگاه عکس العمل شما متفاوت خواهد بود.

مثلا یکی از دوستان شما قصد مهاجرت به شهر دیگری دارد انتخاب با شماست که چه عکس العملی داشته باشید

شما می توانید کاملا غمگین باشید یا به خاطر این تصمیمش با او قهر کنید یا دیگر این دوست تان را کنار بگذارید یا او را کمک کنید تا کارهایش را راحت تر انجام بدهد.

و البته از زمان باقی مانده استفاده کرده و بیشتر با او گفتگو کنید.

بنابر این انتخاب های شما در هر موقعیتی به شما کمک فراوانی در تغییر روحی و روانی و عملکرتان دارد.

فکرکردن به نوع بودن تان می تواند کمک موثری در کیفیت زندگی تان داشته باشد.

به هر حال مسئولیت کل تصمیمات مان با خودمان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست